امنیت کودک قسمت ششم

امنیت کودک قسمت ششم

مادر بودن فطرت و شدن است؛ داشتن نيست. بچه دار شدن اصلاً دليل مادر شدن نيست. ما جايگاه و منزلت پدر و مادر را نمي شناسيم چون آداب و اخلاق پدر و مادر بودن را گم کرده ايم چون اين آداب و اخلاق را از ما گرفته اند.


هر ارزشي ذيل مقام پدر و مادر بودن است. اگر معلمي ارزش است، ذيل ارزش پدر و مادر است. معلمي که فقط براي پول کار مي کند و در مقام پدرو مادر نباشد خيلي معلم با ارزشي نخواهد بود. چون ارزش ذيل کلمه پدر و مادر است. حتي پزشک، پرستار و ... اگردر مقام پدر و مادر نباشند ارزش نخواهند داشت بلکه فقط اهميت و هويت خواهد بود.

مادر بودن فطرت و شدن است؛ داشتن نيست. بچه دار شدن اصلاً دليل مادر شدن نيست. ما جايگاه و منزلت پدر و مادر را نمي شناسيم چون آداب و اخلاق پدر و مادر بودن را گم کرده ايم چون اين آداب و اخلاق را از ما گرفته اند.

ما جواهري در دست داريم که اين جواهر در طول زمان خاک گرفته و ظاهر قشنگش را از دست داده و احتياج به شستشو دارد. اين جواهر در دست يک کودک نابالغ بوده که رندان زمان با تعدادي تيله رنگي آن را عوض کردند. زني که در دنيا مطرح مي شود، همان تيله ي رنگي است و آن جواهري که از ما   گرفته شده مقام و منزلت مادري است. به همين دليل مادر در منزل خودش را مستخدم و پرستار و خدمتکار مي بيند و پدر خودش را فقط مسئول تأمين معاش خانواده مي بيند.

چه قدر از مردان امروزي اين جمله را مي شنويم که" از صبح تا شب مثل ...  جون مي کنم چون بچه دارم" کمتر مي شنويم گفته بشه که چون پدر يا مادرم. وقتي به تمام معنا و فطري پدر و مادر باشيم ديگه خسته نمي شويم. منزلت مادري در فضاي معصوميت و فضاي الهي انسان  است تا زماني که اين منزلت را نشناسيم امکان ندارد که اقتدار پيدا کنيم. اولين شرط اقتدار ايمان به جايگاهي است که داريم.

در يکي از مشاوره ها خانم و آقايي مراجعه کردند که فرزندشان مشکلات بسيار عميقي داشت. تمام حرف اين والدين اين بود که هر کاري از دستمان برمي آمده براي اوانجام داديم و مي دهيم. خواستم که يکي يکي نام ببرند و من هم نوشتم بعد از اتمام ليستي که بدست آمد، گفتم همه ي اين کارهايي که شما براي فرزندتان انجام داديد من هم مي توانم براي او انجام بدم. همه ي اين کارها بر اساس پول است. پول بدهيد من همه ي اين کارها را حتي بهتر از شما برايش انجام ميدم. بهترين پزشک مي برمش، بهترين غذا را مي دهم و ... هر کاري را حتي بهتر از شما انجام خواهم داد. اما اون چه کاري است که شما مي توانيد انجام دهيد ولي من نمي توانم؟

-          عاطفی ؟ عشق؟ شب بيداري؟ من هم که آدم بي عاطفه اي نيستم من هم مي توانم به او عاطفه بدهم؛ عشق هم که شعار است و وجود ندارد؛ شب بيداري را هم که پرستار هم مي تواند انجام دهد.

-          تنها کاري که مختص پدر و مادر است و هيچ کس ديگري نمي تواند به کودک بدهد « محبت بي قيد و شرط است ».

محبت بي قيد و شرط زماني است که والدين جايگاه خود را بشناسند. اين مقام و منزلت است که مي تواند محبت بي قيد و شرط داشته باشد و گرنه پرستار هم پول مي گيرد و اگر پدر و مادر تا صبح  ده دفعه بيدار شوند پرستار اصلاً نمي خوابد تا خود صبح و يک شيفت از کودک مراقبت مي کند خيلي هم بهتر از والدينش. تفاوت در اين است که اگر حقوق پرستار را ندهيد ديگر نمي آيد ولي پدر و مادر اصلاً به حقوق فکر نمي کنند چون به جايگاه خويش ايمان دارند.

شما زن هستيد يا مادر؟ مرد هستيد يا پدر؟

دامي توسط جهان سلطه و سودجو پهن شده که براي سود بيشتر دست به هر جنايتي می زند و يکي از بزرگترين اين جنايت ها تغيير مکان زن و مادر است. انتخاب با خود شماست. شما مي توانيد بچه داشته باشيد ولي مادر نشده باشيد و بالعکس مي توانيد بچه نداشته باشيد ولي مادر باشيد.

اگر من نتوانم پدر باشم و اگر من منزلت و مقام پدري را ندانم هيچ کدام از حرف هايي که مي زنم به درد نمي خورد و اعتبار نخواهد داشت. زماني کارهاي ما به عنوان پدر و مادر ارزش دارد که ذيل کلمه ي پدري و مادري باشد و ذيل اين مقام باشد. اين مسئله در مورد پدر بزرگي و مادربزرگي هم صدق مي کند. ما اول بايد به خود ايمان داشته باشيم تا بعد بتوانيم از آن دفاع و مراقبت کنيم.

چه معني دارد که دختر 13 ساله مادرش را کتک مي زند و پدر هم جرأت ندارد حرف بزند و بعد براي طلب کمک و مشاوره مراجعه مي کنند. چه معني دارد که نوجوان 17 ساله قانونگذار خانواده باشد و پدر هيچ قدرتي نداشته باشد. واقعاً چه اتفاقي افتاده است؟

دين ما دين منزلت پدر و مادر است. حتي ما روايت داريم که جوان مسلمان شده اي پيش پيامبر آمد وگفت پدر و مادر من مشرک هستند؛ پيامبر فرمودند به تو ربطي ندارد، احترامشان واجب است، هر کي که هستند و هر کس که هستند منزلت پدري و  مادري دارند.

فرزندي ممکن است از پدر و مادرش بيشتر درس خوانده باشد و يا پولدارتر يا مقام اجتماعي بالاتري داشته باشد و از پدر و مادرش خجالت بکشد، نکته ي دردناک اين است که اين پدر و مادر بر خجالت کشيدن فرزندشان صحه بگذارند و آن ها هم به اين مسئله معتقد باشند چون پول يا تحصيلات ندارند يا حرف زدن بلد نيستند و .... مايه ي خجالت فرزندشان هستند.

فاجعه از اين جا شروع می شود. پول و ثروت ومقام و تحصيلات و غيره همه هويت هستند (ارزش نیستند ) . مهم اين است که من پدر و یا مادر هستم و منزلت پدري و مادري دارم. اگر اين منزلت را نشناسيم و حفظ نکنيم واگر الگوي اين منزلت نباشيم، فرزندان ما آسيب خواهند ديد.

با پدر و مادر خود چه رفتاري داريم؟ با کلمه ي مادر چه کار کرده ايم؟ روز مادر جشن مي گيريم و سرويس قابلمه و ظرف و ظروف هديه مي بريم، اين درد است، جشن نيست. درد است که روز مادر، خرت و پرت فروشي ها پر مي شوند. چرا در روزهاي عادي براي مادر سرويس و کادو نمي بريد؟ مگر روز مادر جاي اين مسخره بازي هاست؟

چند نفر از ما روزمادر مي رويم و دست مادر را مي بوسيم؟ چند نفر از ما روز مادر دست او را با اشک چشممان مي شوييم؟

 

ادامه دارد...