خصوصیات دوران طلایی 4 تا 6 سالگی (بخش 8)

خصوصیات دوران طلایی 4 تا 6 سالگی (بخش 8)

والدین نباید واهمه داشته باشند که کودکشان در حین بازی دو حرف بد یاد گرفت. بلکه باید یاد بگیریم که با حرف بد چگونه برخورد کنیم. و والدین چون طریقه برخورد را نمی دانند سعی می کنند کودک را در زرورق بزرگ کنند. ولی بعد که او را به مدرسه می فرستند کودک متعجب می ماند


نقش بازی در رشد جسمی کودک: 

۱. بازی، موجب رشد هماهنگ دستگاهها و اعضای مختلف بدن می شود. مثل گرفتن توپ در هوا یا پریدن از جوی آب.

۲. بازی، باعث تقویت حواس کودک می شود.

(در کتاب های لمسی آمده که مثلا بدن حیوانات را طراحی می کنند و بچه ها با لمس آن ها می فهمند که بدن شیر چگونه است.)

۳. بازی، نیرو و انرژی بدن را به بهترین شکل مصرف می کند و کودک به سمت شرارت نمی رود.

۴. کودک در بازی به توانمندی های فکری و بدنی خود آگاهی پیدا می کند.

نقش بازی در رشد ذهنی کودکان:

۱. بازی در یاد گیری زبان نقش بسزایی دارد. خزانه واژگان٬ ارتباط کلامی٬ چینش کلمات و...

۲. بازی در رشد هوشی کودک بسیار موثر است.

هوش: قدرت حل مسأله برای سازگاری با محیط است‌.

چرا بازی٬ هوش بچه ها را زیاد می کند؟

-          هوش تا ۵ سالگی رشد زیادی می کند. هوش به ژنتیک و محیط بستگی دارد.

عوامل مؤثر در رشد هوش:

عامل محیطی مثل تغذیه مؤثر است. 

همچنین امکانات مناسب؛ متناسب با سن کودک برای او ایجاد مسأله کند. اسباب بازی مناسب برای بچه ها مسأله ایجاد می کند‌.   وعامل دیگر٬ والدین آگاه است.

۳. کودکان در بازی با مفاهیم ساخت٬ فضا و شکل آشنا می شوند.

۴. در بازی رفتارهای هوشمندانه کودک تقویت می شود‌.

۵. بازی، موقعیت استفاده از قوهٔ تخیل در کودک به وجود می آورد.

۶. بازی، زمینهٔ بهتری برای تفکر فراهم می کند. 

کودکان روحیات متفاوتی دارند و با توجه به ویژگی های خود بازی های مختلفی را تجربه می کنند.

عواملی که در انتخاب نوع بازی کودکان دخالت دارد عبارتند از:

۱. تفاوت های فردی.

کودکان با هم اختلاف دارند و یکسان نیستند. حتی دوقلو ها باهم متفاوتند. تحمیل بازی به بچه ها کار خوبی نیست زیرا ممکن است بر اساس تفاوت های فردی هر کس بازی خاصی  را انتخاب کند‌.

۲. میزان سلامتی بچه ها. مثلا  بچه مریض هم بازی می کند. منتهی متناسب با حال جسمانی خود بازی می کنند.

۳. سطح رشد جسمی و حرکتی‌.

مثلا بعضی از بچه ها ممکن است بالا رفتن از پله ها برایشان سخت باشد.

۴. بهرهٔ هوشی بچه ها.

بعضی از بچه ها ممکن است بهرهٔ هوشی بالاتری داشته باشند.

۵. جنسیت.

پسرها بازی پسرانه و دختر ها بازی دخترانه کنند. تداخل جنسیت نباید رخ دهد.

۶. خلاقیت (تولید کردن).

بعضی از بچه ها خلاقیت دارند پس باید امکانات تولید کردن را دراختیارشان گذاشت.

۷. فرهنگ خانواده و خصوصاً فرهنگ دینی.

مثلا اسباب بازی هایی را انتخاب نکنید که نماد ابتذال باشد مثل باربی. و گاهی خود نوع بازی ها مشکل دارد.

۸. موقعیت جغرافیایی. مثلا قم که گرم است باید اسباب بازی هایی خرید که بتواند در خانه بازی کند.

 

متاسفانه ما امروز کودکانمان را  زالو صفت تربیت می کنیم، کودکمان را پای تلوزیون می نشانیم و به او می گوییم؛ مادر جان، آب میوه بیاورم یا رانی؟!

اما در قدیم بچه ها در کوچه بساط پهن می کردند، یک جعبه می گذاشتند آلاسکا می فروختند، شربت و خوراکی می فروختند. و بعد خیلی از آن بچه ها در جنگ حرف اول را می زدند و جزء فرماندهان لشکر بودند. الان یکی از همان بچه ها، جزء بزرگترین تولید کنندگان در خاور میانه است.

بین این بچه های رزمندهٔ ما، شهید زین الدین است که ۱۹ ساله فرمانده لشکر می شود. ایشان در کنار مادر در خانه فرمانده لشکر نشد.

همین بچه ها در کوچه رشد کردند و شجاع شدند.

اما الان بزرگ ترین  آرزوی مادر  این است که این کودک بزرگ که شد حداقل در یک اداره ای پشت یک میزی به او شغل دهند.

البته ما نمی گوییم که این مدل اجرا شود و بچه ها را در کوچه و محیط های خطر آفرین رها کنیم بلکه می گوییم بچه ها باید بازی کنند.

اصلا مبنای هجرت هم همین است. مبنای هجرت رشد است.

بچه ای که بازی کند می تواند با مشکلات مبارزه کند.

در دنیای کوچک، خطاها هم  کوچک است. الان اگر به کودک یاد ندهیم چطور با خطاهایش مبارزه کند در نوجوانی نمی توانیم یادش بدهیم.

اصلا ایده من این نیست که  بچه را در محیط های آلوده و خطرناک بفرستیم. نه اما اگر کودکمان به بازی با بچه های همسال رفت و دوتا حرف زشت هم یاد گرفت نهراسیم.

یکی از آسیب هایی که الان در جامعه ما وجود دارد این است که ما مهارت ها را به کودکمان نیاموختیم. مهارت نه گفتن،  مهارت کنترل خشم و...

والدین نباید واهمه داشته باشند که کودکشان در حین بازی دو حرف بد یاد گرفت. بلکه باید یاد بگیریم که با حرف بد چگونه برخورد کنیم. و والدین چون طریقه برخورد را نمی دانند سعی می کنند کودک را در زرورق بزرگ کنند. ولی بعد که او را به مدرسه می فرستند کودک متعجب می ماند.

والدین باید برای کودکانشان بر اساس نیاز برنامه ریزی کنند.

چه می شود که فرزندان ما به دنبال بازی با همسن و سالش نمی رود؟ دلیلش این است که در کودکی وقتی با هم بازی می کنند اصولا همراه با دعوا است. و مادران سریع کودکان را از هم  دور می کنند. و نمی دانند که این مرحله، الان مرحلهٔ گذراست. یعنی کودک از یک سال و نیم تعامل ندارد. مثلا ماژیک را می خواهد، از کودک دیگر می گیرد و یک مشت هم به او می زند و او را هل هم می دهد. چون نمی تواند با او ارتباط برقرار کند. ولی دوبار که دید کودک مقابل گریه کرد و ناراحت شد و دفعه بعد ماژیکش را پنهان کرد، این کودک دیگر رفتار جایگزین پیدا می کند و تعاملاتشان بیشتر می شود. ولی والدین گاهی صورت مساله را پاک می کنند و رفت و آمد را قطع می کنند. چه اتفاقی می افتد؟ می بینیم بعد این فرزند، در خاطراتش از هم سن وسالش متنفر است و ترجیح می دهد که به جای بازی با بچه ها، پای کامپیوتر بازی کند.


ادامه دارد.............


nooredideh.com


پست های جدید