12- خلاقیت، ذهن فعال

12- خلاقیت، ذهن فعال

در جهان آفرینش بهتر است که وجود دارد و اهمیت دارد. بهتر شدن لحظه به لحظه است که اهمیت دارد نه بهترین شدن. ما باید تلاش کنیم لحظه به لحظه بهتر شویم، بهترین شدن فریب ذهن انسان است.


یک نکته ی مهم که در حوزه ی ارزش های زندگی است، بحث مالکیت است. مالکیت و مال من بودن یک فریب بزرگ ذهن است. هر چیزی که در اختیار ما هست امانت است.

اگر گول مالکیت را بخورید ذهن فعال بسته می شود. در داستان ادیسون وقتی دید کارخانه اش آتش گرفته، وقتی شعله را نگاه می کرد، گول ذهنش را نخورده و به این معتقد بود که هیچ چیزی مال من نبوده ولی الان شعله های آتش مال من است چون دارم می بینمشان؛ و لذت می برم.

عامل بعد درخلاقیت بهتر شدن مداوم است. بهتر شدن در مقابل بهترین شدن. بچه ها باید خودشان باشند.

بهترین شدن هم از فریب های ذهن است بهترینی در دنیا وجود ندارد. در جهان آفرینش بهتر است که وجود دارد و اهمیت دارد. بهتر شدن لحظه به لحظه است که اهمیت دارد نه بهترین شدن. ما باید تلاش کنیم لحظه به لحظه بهتر شویم، بهترین شدن فریب ذهن انسان است.

کدام درخت در دنیا از همه بلندتر است؟! هر درختی ویژگی خودش را دارد و به اندازه ی خودش بلند می شود.

امروزه در جامعه ی ما بدبینی و آینده را سیاه دیدن یک ارزش شده است.

کسی که آینده را سیاه می بیند مطلقاً نمی تواند خلاق باشد. اگر فضای خانه ی ما طوری است که همیشه در آن گله گی و شکایت داریم مطمئن باشید که فرزندتان دنبال خلاقیت نخواهد رفت.

ما به عنوان والدین باید همیشه به بچه ها اطمینان دهیم که همه چیز عالی است و خوب است و فقط یک مشکلاتی داریم که می توانیم برطرفشان کنیم.

عامل بعد، تفکر وفور است. ما برعکس تفکر ندرت داریم. تفکر وفور یعنی در عالم هستی همه چیز هست و هیچ چیزی تمام نمی شود. اما برای نیازهای ما، نه برای خواسته های ما.

دربحث تفکر اقتصادی گفتیم که اگر نیازها را پاسخ ندهیم، تبدیل به خواسته می شود. در جهان هستی برای نیاز همه، همه چیز هست. محدودیت هم ندارد و حتی نیاز به انباشت و ذخیره نداریم.

تفکر وفور، تفکر بارش و نظر بلندی در سنت ما وجود دارند. این مسئله هم در حد تعادل. از این طرف بوم نیفتیم و بریم زندگیمان را به باد دهیم که بگویند، ما نظر بلند هستیم.

هماهنگی مادیت و معنویت داشته باشیم. تنگ نظری نکنیم. ما باید تفکر وفور و بارش داشته باشیم نه تفکر ندرت و انباشت.

عامل بعد درخلاقیت، شوخ طبعی است. سرخوشی و شادمانگی

منظور لودگی و مسخره کردن دیگران و شوخی و شادی های تحریکی نیست. بلکه منظور خوش طبعی است. بعضی صورت ها را دیده اید، هر وقت نگاه می کنید، می خندد. همیشه حرف های شادی آور می زند؛ منظور ما این شادمانگی است. برعکس آن عبوس بودن و جدی بودن است.

عامل بعد انس با طبیعت است. یک انسان خلاق نمی تواند که دور از طبیعت باشد و سمفونی طبیعت را نشنود و تابلوهای طبیعت را نبیند و با آن در ارتباط نباشد. و همچین کسی اصلاً نمی تواند طبیعت را تخریب کند.

آخرین نکته، توجه و تأیید به رفتار کودکانه ی بچه ها. درحالی که تأیید و توجه ما بر روی رفتار بزرگسالانه ی بچه ها است. وقتی بچه ها مثل آدم بزرگ ها صحبت می کنند خیلی کیف می کنیم در حالی که بچه ها برای خلاق شدن باید کودک شوند و کودکی کنند. حتی آدم بزرگ ها هم با کودک درونشان خلاق می شوند. بزرگسالی را در بچه ها تأیید نکنید.


نظرات ( 1)

  • Kamran
    Kamran 03 آذر 1395

    سلام.خانم مرادی ممنون بابت کلیه ی زحمات به خصوص مطالب آموزنده ای که ما تجربه ای نداریم و از این مطالب استفاده میکنیم.ممنون

    حذف | پاسخ

پست های جدید